آنيتاآنيتا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

آنيتا ثمره عشق مامان و بابا (آنیتا فرشته ای از جنس آسمان)

آنیتای 21 ماهه

1391/12/10 12:15
نویسنده : شهرزاد
339 بازدید
اشتراک گذاری

چقدر زود میگذره

باورم نمیشه 21 ماهه شدی دخترک

و هرچقدر زمان میگذره به جای شادی و خوشحالی نگران تر و غمگین تر میشم

خیلی راه داریم

هنوز تو راه نیفتادی

هنوز درکت پایینه

و

هنوز من ناامید ...

هرچقدر میگذره حال من بدترمیشه

دیروز برای اولین بار دیدم پدری لب به شکایت گشود

اون هم جوری که من ناراحت نشمو سریع هم جمع و جورش کرد

دقیقا مثل ادمی شدم که جلوش رو همش بن بست میبینه

دیروز عمو عنبرا هم گفت آنیتا از اون دسته هایی که برام خیلی مهمه زودتر راه بیفته

انگار هممون امید بستیم به راه رفتنت که درکت بهتر شه

دوست ندارم از سختی ها و شکایت هام بنویسم ولی دست خودم نیست

انگار انگشت هام روش نوشتن شکایت رو بیشتر بلدن

جدیدا برای خواب شبت هم حسابی اذیت میکنی

دوباره مقاومت برای خوابیدن

آنیتا الان که 21 ماهه شدنت رو مینویسم

به هیچ عنوان دوست ندارم پست های قبلی رو مرور کنم.

من خیلی محروم واقع شدم

نه تنها من بلکه پدر هم همینطور

هر روز کلی دلیل رو مرور میکنم تا شاید بتونم یه دلیلی برای محرومیت پیدا کنم .

حس مادری و لذت بردن از شیطنت های کودکانه

خدایا چرا؟

کم دارم اعتقاداتم رو هم از دست میدم

و ششم هرماه برای تبدیل به کابوس شده

مبادا 6 فروردین هم برسد و تو همانی باشی که هستی؟؟؟!!!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان پرنیان وپارمیس
10 اسفند 91 15:48
سلام عزیزم بازکه زانوی غم بغل کردی هیچ وقت امیدتوازدست نده میدونم خیلی برات سخته ودوست داری هرچه زودتر سلامتی کامل دخترمونوببینی ولی عزیزم اینوبدون این خواست خدابوده خودش کمکت میکنه توکلتم به خداباشه من همیشه براش دعامیکنم دیگه نبینم غمگین باشی ها


يه ميل برام بذار عزيزم
رمز خصوصي رو برات ميل کنم
الهام
15 اسفند 91 10:07
سلام عزیزم
چرا اینقدر ناامید؟؟؟؟
البته حق داری. منم سه سال پیش یهو بد بیاری هام شروع شد. مشکلات تحصیلی و کار و بیماری و عمل و هر چی صبر می کردم تمومی نداشت. تا اینکه بعد از حدود دو سال که پشت سر هم گرفتاری داشتم یهو همه چیز با هم درست شد. تو زندگی خیلی از اطرافیانم دیدم که یهو همه مشکلات با هم میاد و یهو همه چی رو به راه میشه.
نمیگم شکایت نکن عزیزم ولی امیدت رو از دست نده چون این کار انرژی تو رو بیشتر هدر میده.



من همیشه به یاد شما و آنیتا جون هستم و براتون دعا می کنم ایشااله که خدا دعاهای ما و همه دوستان رو زود برآورده کنه.








شادی
18 اسفند 91 3:35
مستانه ، دلم لرزید بخدا ... خیلی خوب درکت میکنم . فقط میخوام بدونی که همیشه تو قنوت نماز هام یادت میکنم . الحق که بهشت ، لایق مادرهایی چون توئه .
منا مامان الینا
10 فروردین 92 11:56
مستانه جون عزیز دلم
خیلی سخته واسه میدونم خدا راه سختی رو جلوی روی ما گذاشته و چاره ای جز رفتن این راه نداریم و غیر از وجود پاک خدای بزرگ هم هیچ کس هیچ کس نیت که دست دلمون را بگیره و آروممون کنه
صبر کن عزیزم
صبر کن
روزهای خوب من و تو و دیگر مادرانی مثل من و تو میرسه مطمئن باش


هی...